تبليغاتX
رویای سیاه

رویای سیاه

نقد اوضاع سیاسی اجتماعی عقیدتی ایران و جهان


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 0:31 موضوع | لینک ثابت


مبارک باد یا مباد مساله این است...

 

راستش فکر کنم قدیما عید تبریک گفتن داشت ولی الان نه

من همیشه قصه ی دیگران رو خوردم.وقتی دارم فکر کی کنم به اونایی که فردا میخوان لباس های نداشتشون رو بپوشن و میوه های نداشته شون رو جلوی مهمون بذارن و در مورد کسانی که به خاطر چند روز تعطیلی و کار نکردن در این چند روز پول کم خواهند آورد ،خیلی بیشتر از اونی که انتظار دیدن نوروز رو بکشم آرزوی نداشتنش رو می کنم چون اینروزا درد مردم بیشتر معلوم میشه

واقعا دوست ندارم بگم عیدتون مبارک فقط می گم وقتی سر سفره ی هفت سین نشستیم یاد اونایی هم باشیم که جا برای باز کردن اون نداشتن


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 20:2 موضوع | لینک ثابت


سوال هوشی برای سوم ابتدایی!!!

 

این سوال رو برای یکی از آشنا ها که سوم ابتدایی میخونه دادن .من که در دوران دبیرستان در تست ریون و در مدرسه ی نمونه از شصت   پنجا و نه گرفتم و نمره ی بالا تر از مال من نبود هم نتونستم حلش کنم واقعا خیلی سخته اگه تونستیم بهم بگین

اون وقت شاید کمی این اعتماد به نفسم رو در باره ی هوشم از دست بدم


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 13:10 موضوع | لینک ثابت


اطلاعیه مهم

دعوت به همکاری:

به یک نفر آقا یا خانم با سلیقه جهت اتاق تکانی نیازمندیم

مزایا:

بعد رئیس جمهور شدن انتخاب به عنوان شهردار احتمالی تهران و یا حومه(با توجه به حسن لیاقت و سلیقه)


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 17:33 موضوع | لینک ثابت


وظیفه ی ملی(البته چند سال بعد)و حالا...

 

تینی پیک آپلود نمی کنه!؟

 

امروز که داشتم وبلاگمو چک می کردم و در یه وبلاگ دیگه یه شعار انتخاباتی دیدم تازه متوجه شدم که این انتخابات عزیز فردا هست و ما هم که مثلا سیاسی می باشیم اصلا در این مورد ننوشته ایم.

واقعا نمی توانم بگویم در انتخابات شرکت نکنید.چرا؟ به چند دلیل:

اولا:این صدا و سیمای گرامی چند هفته ایست به ما ارزش می گذارد و دارد مصاحبه های مکرر می کند مخصوصا این عزیزان بیست و سی ولی نمی دانم چرا در آنجا هیچ کس نمی گوید که شرکت نخواهم کرد؟نکند مثل تصویر بالا از مقدار زیاد آزادی حیا کرده و خجالت کشیده؟

ثانیا:این قدرت های جنایتکار چشمشان را بسته اند به همه چیز در ایران و اتحاد مردم را فقط فردا اندازه گیری خواهند نمود.

ثالثا: واقعا می دونین چقدر قراره خرج این انتخابان بشه؟ می دونین چقدر از عزیزان نیروی انتظامی و مسولین شمارش و اخذ و ... پول یا مفت از این مملکت خواهند گرفت ؟بلاخره باید شرکت کنیم تا بلکه حد اقل پولمون هدر نره.

رابعا:تو شهر ما یه خانومی شرکت کرده .ماه . مامانی .آخ جان .....دهن زنام آب می افته. والا گناه نداره نره مجلس؟می خواین آیندشونو خراب کنین و فردا ببینین رفته دبی و اونجا به جای هموطناش داره به عربا خدمت می کنه؟ای بی رحما

خامسا :این حق شماست که آیندتونو معلوم کنین چرا می خواین چیزی اتفاق بیفته که بر خلاف میل شماست؟مثلا در مورد کاپشن عزیز اگه ایشون به عقیده ی شما ارزش نمی گذاشتن و امروز تو این مملکت طرح حجابی نیود می خواستین چی کار کنین؟

سادسا:اگر هم قراره پول خوری باشه خوب لااقل اونی رو برای خوردن انتخاب کنین که دوست دارین

سابعا: خوب برای انتخابات آزاد چی میخوایین ؟ها؟ده بگو دیگه! والا شرم داره. این همه چپو ریختن که فردا نگن دولت راست بود چپا رو نذاشت که شما حرف در نیاری(از شوخی گذشته اگه دیدین یدونه هم چپ معرفی کنین شاید رای انداختم توش)

ثامنا:چند سالیه که حوزه های انتخابیه به دلغک خونه هم تبدیل شدند خواننده ، نوازنده،طرح دستی، فقط یه چیز کم داریم که اونم به دلیل صادرات زیاد به دبی هست که ایشا ا... برای دوره های بعد این خدماتم می گذاریم.اینم انگیزه برای انتخاب.

یکی رو گفتیم و یکی رو نگفتیم ولی خلاصه این که ما فردا صبح زود با بر و بچس میریم کوه. شما جای ما رو تو این حوزه ها پر کنین و ما هم تندرستی رو فوت می کنیم برای شما.

خلاصه ی کلام این که:

فردا که من میخوام بشم رئیش جمهور بلاخره شما ها باید به من رای بدین دیگه.پس شرکت در انتخابات را بخصوص در آن دوره وظیفه ی هر ایرانی می دانیم.

ولی در این دوره :صلاح مملکت خسروان دانند


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 18:26 موضوع | لینک ثابت


shaky news!

قابل توجه عزیزان قول خورده: داداش اون پشتش خیلی محکم تر این حرفاست که ترور بشه

{()}{()}{()}{()}{()}{()}{()}{()}{()}

یک خانم در خط واحد: فردا چهارشنبه سوریه

ما:آخه هفته ی بعد چهارشنبه ی آخر ساله

اوشون:نه عزیز هفته ی بعد انتخاباته.انداختن این هفته

ما:امان از این خانوما

 


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 22:11 موضوع | لینک ثابت


اکتشاف می کنیم

دیگه خواب نمیمونم

توضیحات:

 مادر:شاکی جان بیدار شو .دیره نگاه کن ببین ساعت چنده؟

ما :مگه چنده؟ آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

مادر:خوب مگه من زدم؟

ما:خودم کردم که لعنت برخودم

{{{صبحا اصلاکسالت ندارم}}}

 

 


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 15:59 موضوع | لینک ثابت


نخود هر آش یا کاسه ی داغ تر از آش . مساله این است

وقتی تو پست قبلیمان نوشتیم که با این شرایط مگه انتشار دو تا کاریکاتور از پیامبر چه ایرادی داره ؟دوستان عزیز شاخدار گشتند و که یعنی چی این حرفا ؟ولی ما صبوری نشان دادیم تا این مطلب را در این پست کامل بنویسیم

اگر بگویید که شاکی خان نسبت به پیامبرو امام و ... اعتقاد نداره .حرف بیخودی زدید و نامربوط فرمودید.

اما این حرف رو اینطوری بیان می کنیم که وقتی ما عزیزان ایرانی با نوشتن چنین کتاب هایی به کل یهودی ها توهین می کنیم (نه فقط به ساکنان اسرائیل) خوب بلاخره اونا هم عوض می کنند دیگه مگه نه؟ وقتی ما پرچم کشوری مثل آمریکا رو تو تظاهرات ها آتش می زنیم مگر نه این که به ملت آنها توهین می کنیم (کاپشن فرمود:مشکل ما با دولت آمریکا است نه با ملتش)و وقتی دانش آموزامون هر روز وقتی وارد مدرسه ی خودشون می شن مجبورن برای گذشتن از در از روی پرچم کشیده شده بر زمین رد بشن خوب چه انتظاری دارین ؟امسال چهار پرچم آمریکا،انگلیس،فرانسه و شورای امنیت که بلاخره باید احترام خودشو داشته باشه آتش زده شد .خوب شما به این چی میگین؟مگه نه که فقر فرهنگی؟ مگه نه این که  کورکورانه این کار هارو انجام میدیم ومگه نه این که بلند شدن موج ترور و خونریزی و ... از طر ف مسمانان در فرانسه و عده ی انگلیسی خشم اروپایی ها رو از مسلمانا بلند کرده؟

نوشتم و نوشتم ولی قانع نشدم .آخه مگه ما پرچم دانمارکو آتیش زدیم ؟

مگه ما حضرت عیسی رو بد دونستیم؟ (تو پست قبلی نویسنده به خود پیامبرشان کاری نکرده بود) آخه ب ی ش رف ا چرا به ناموس توهین می کنین خوب عرضه دارین به خودمون بگین (دارن میگن)

حالا که اینطوره بگین تا خنک شین .شاعر میگه جواب ابلهان خاموشی است.

چرا دانمارک  شده کاسه ی داغ تر از آش و هم شده نخود هر آش؟

پس ما هم به نوبه ی خود محکوم میکنیم و قید پنیرای خوب خوبو میزنیم

{()}....{()}....{()}

      ....{()}....{()}....

{()}....{()}....{()}

....{()}....{()}....

{()}....{()}....{()}

اینم خط جدا کننده ی دومطلب.

دیگه دفعه ی قبل نخواستم برای سومین بار مطلبمو ویرایش کنم.ولی ما نیز به نوبه ی خود هک شدن و حذف شدن وبلاگ  نسل خاموش توسط هکر ب ی ش ر ف (رد هت ) را محکوم و از وبلاگ نویسان عزیز تمنا می کنیم برای اعتراض به بلاگفا به علت دامنه ی بسیار ضعیف حفاظتی عنوان اصلی وبلاگ خود را برای مدتی مثل ما به نسل خاموش تغییر دهند و در صورت امکان پستی با این موضوع بگذارند و سایرین را هم دعوت کنند ما که تقریبا در وبلاگ های با موضوع سیاست هشتاد تایی کامنت گذاشتیم به متن زیر:

 

سلام دوست عزیز بدون چاپلوسی و تعریف از وبلاگ بدون دیدن آن میروم سر اصل مطلب:

چندی پیش از طریق کامنت یکی از دوستان با وبلاگی به نام نسل خاموش آشنا شدم .اگر چه گه گداری این وبلاگ با عقاید بسیار تند در مورد مسولان صحبت می نمود اما بسیار پر طرفدار بوده و بعضی وقتها هم حکایت های جالبی از این مملکت داشت از یک هفته پیش این وبلاگ توسط هکری به اسم رد هت ،هک شده است.

شاید یک روز وبلاگ من و شما هم مورد حمله ی چنین انسان هایی شود که با اسم امام و اسلام دارند فضای جامعه را مغشوش می کنند .خوب اگر مطالب وبلاگی غیر مجاز است بهتر است با بلاگفا بسته شود تا به سلیقه ی یک فردی که خود را شانزده ساله می نامد.

برای اعتراض به سایت بلاگفا و دامنه ی بسیار ضعیف امنیتی آن از شما دعوت می شود که از امروز به مدت یک هفته عنوان اول وبلاگ خود را به نسل خاموش تغییر دهید

به امید روزی که امنیت و آزادی در جهان مجازی هم رونق بگیرد

سایت هک شده:

www.naslekhamoosh.com

و یکی از شعار های آن :

من اگر بنشینم، تو اگر بنشینی،چه کسی برخیزد؟

من اگر برخیزم،تو اگر برخیزی،همه بر می خیزند.

این من و شما هستیم که بر میخیزیم  تا دیگران هم بر خیزند.

یک خبر خوش: وبلاگ نویس کار خود را در وبلاگ دیگری به اسم نسل خاموش دو ادامه می دهد .البته ما بازهم ناراضی از بلاگفا هستیم


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت


آین ا... یا آیت الشیطان؟

امروز در حال گشت و گذار در سی دی 300 کتاب بودیم که چشم مبارکمان افتاد به چنین مطلبی:دنیا بازیچه ی یهود

فلفور رفتیم خودندیم تا بلاخره در مورد یهود و این جور چیزا بیشتر بدونیم باز کردیم دیدیم کتاب مذکور از یکی از آیت ا... های گرامی می باشد که یک پسوند فلان شهری ایشان را منسوب به یکی از شهر های بزرگ ایران کرده بود که بخاطر اینکه ملیت ها مسول خریت های انفرادی نکنیم از اسم آن شهر دوری می گزینیم در 17 صفحه ی اول کتاب منفجر شدیم (حالمان به هم خورد گفتیم بجای خواندن این سخن از این فرد ابله و ...... به نقد 17 صفحه پرداخته و کتاب را ببندیم)

مقدمه از مترجم: ایشان خیلی توپ بودند و درعمر مبارک خود هزار و صد و شست کتاب نوشتند(غلط کردند)گویا ایشان فرق بین قدم گذاشتن و کتاب نوشتن را نفهمیده اند در ضمن زبان مترجم از وصف آیت الشیطان که قدس اسره هم بودند عاجز بوده ولی ما عوض ایشان را در آورده و لعن و نفرین خداوند را برای نویسنده ی مذکور طلب می نماییم

گویا بنی اسرائیل همان برادران یوسف بوده اند که در مصر شده و در زمان پادشاهی برادر خوش بوده اند ولی فرعون آمده و اذیتشان کرده تا آنجایی که موسی(ع)بر آنان آمده و نجاتشان داده اند و زمانی که حضرت موسی همراه با این قوم در رود نیل شدند(همان قضیه ی نا بودی فرعون) به اذن خدا راهی در وسط نیل باز شد و موسی بر آنان فرمود که در رود وارد شوید .گفتند نه عزیز ما 12 قبیله هستیم برای هر قبیله یک راه چون هر کس آیین ویژه ی خود را دارد .موسی هم که گویا آلت دست این افراد بود از خدا این درخواست را می کند و خدا هم این کار برای این قوم انجام می دهد ولی آنان دوباره وارد رود نشده و می گویند باید میان رراه ها ارتباطی باشد تا بتوانیم با دیگر قبیله ها ارتباط برقرار کنیم ( ما که نفهمیدیم داشتند میرفتند پیک نیک یا فرار می کردند )و این کار هم توسط موسی صورت گرت گرفت تا اینکه دوباره دخول نکرده و گفتند اینجا کفش تر است پامان خیس می شود پس به فرمان خدا کف دریا هم خشک شد بعد هم گفتند ما رو از خانه و آشیان دور کردی که چی ؟ بعد موسی جواب نداد و به راه افتاد و اینان هم آمدند تا که به صحرای سینا شدند و گفتند اینجا نه سایه ای و ... به خدا بگو برای ما میوه و سایه ای بفرستد و طبق معمول ........... نقد نمی کنم چون نویسنده خیلی خنگ تر از این حرفا بوده که فکر کنین مگه نه؟

بعدا هم از خراب کاری های یهود می گه و می نویسه بعد از این تاریخ یهدو جنایتهای زیادی را انجام دادند و در نتیچه چندین بار قتل عام شدند و همه هم تخصیر خودشان بود

بخش دوم -صفات یهود ها - شروع از صفحه ی 13

گوستاولوبون فرانسوی یهود را چنین تعبیر می کند:

یهود ها مانند انسان هایی هستند که تازه از جنگل وارد شهر شده و از هرگونه صفات انسانی بی بهره اند چرا که همیشه مانند پست ترین مردم در روز زمین زندگی می کنند

بعدا نویسنده می گوید :

بنی اسرائیل همیشه قومی خونریز و بی غیرت و وحشی بوده و در هیچ زمانی از جنایت های خود دست بر نداشته اند

و بعد هم یهود از دیدگاه قرآن کریم:

به جان خودم این آیه ها فقط در مورد سنگ دلان و بی رحمان است نه در مورد بنی اسرائیل چون وقت زیاد می گیرد نمی خواهم تایپ کنم

برجسته ترین صفات یهود :

وحشی گری و سنگدلی

دو کشتن پیامبران الهی:چنان که نقل می شود که در یک روز این عزیزان هفتاد به توان سه پیامبر را کشته اند(چی فکر کردی یعنی اونا نمی تونستند تواندار بگن )بع عبارت دیگه343000پیامبر این آیت الشیطان عزیز یادش رفته که ما فقط 124000 پیامبر در طول تاریخ داشته ایم

سپس به بزرگترین جنایت یهود در طول تاریخ بشر اشاره می شود که پیامبر نمرده بلکه بعد از فتح خیبر همسر یک یهودی که خود را مسلمان جلوه می داد یک غذای زهر آلود برای ایشان می فرستند و ایشان بعد از سه هفته مسموم شده و شهید می گردند( دارم می ترکم از حرص) حالا یه چیزی هم خیلی بوداره و اینم اینکه آیا پیامبر دو هفته بعد از فتح خیبر مردند؟ نمی دانم ولی احتمالا نه

پایان صفحه ی هفده

خدایی دو تا کلمه بیشتر می خوندین نمی ترکیدید

اگه باور ندارین برین سی دی سیصد کتاب رو بخرین که تو همه جا هست و اگر هم یادم بدین چطور میتونم این مطلب رو که با پسوند پی دی اف هست بزارم تو اینتر نت نیازی به زحمت شما نیست

در پایان چنین نقل می شود که آمدیم بدانیم این که می گویند یهود که نه اسرائیل بد است یعنی چه ؟ متوجه پست فطرتی هموطن ایرانی خود گشتیم

حالا با این شرایط مگه انتشار دو تا کاریکاتور از پیامبر بده؟(بعدا میخوام در مورد اونم مفصل بنویسم)

-------------------------------------------------------------------------

دیدین حدس من درست بود.بلاخره امروز پیدا کردم جنگ خیبر در سال هفت هجری و وفات پیامبر در سال دهم

---------------------------------------------------------

امروز که برای چندمین بار این مطلبو خوندم دیدم واقعا شما دوستان عزیز راست گفتید بیش از اندازه بی ادبی کردم ولی اگر پست های قبلیم رو بخونید متوجه می شوید که چون بلافاصله بعد از خواندن آن مطلب که قبول کنید دیگه خیلی بی ادبی به یهود ها کرده به نقد مطلب پرداختم این همه بی ادبی را در آن راه دادم . معتقدم اگر هر پستی را با احساس بنویسی خواننده کاملا آن را حس می کند و به این خاطر که با احساس تنفر زیادی از آن کتاب این پست را نوشتم آن را دستکاری نمی کنم ولی از شما عزیزان به خاطر برخی بی ادبی ها عذر می خواهم .ممنون می شم اگه دیگه ننویسین که من بی ادبم(اگه یه روز معلم انشا گفت یه پاراگراف بسازین که توش هفت تا بی ادبی باشه این جمله رو به کار ببرین

 


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 17:27 موضوع | لینک ثابت


دیشب و امشب

دیشب بود و من در زیر دل می خواندم

 

هر نغمه ی شور انگیز عشقی را

 

دیشب بود و من در زیر دل می گفتم

هر بذله از این دنیای نا مرئی را

 

دیشب بود و من در دل از او بودم

دیشب بود و من یک تنه او بودم

 

دیشب بود و من نطق قناری کردم

دیشب بود و من چه چهه خوانی کردم

 

ولی امشب و من هر دو نگار غمیم

گویی نه همین زاده ی آن دیشبیم

 

در پی آنم که بفهمم به روز

گه چه نفهمیدم از این راز روز

 

چیست مگر کین جمعه شبی دیگر است

کیست که او از همه غمگین تر است

 

این شب و آن شب که فقط نامشان

کرده اثر در همه احوالشان

 

ورنه اگر جمعه که مخلوق اوست

دیگری از کیست اگر او ز اوست

 

نی نه ز معبود و نه از اسم اوست

بلکه از آن ماتم پر شور اوست

 

جمعه اگر دلگیر و گر بی نواست

از خود اوست ورنه اینها هواست

 

گر جمعه ی دیگر عهد وفا کردی

بر ظهور خود کمی عجل کردی

 

طور دگر است آن شب و احوال من

مثل همان شعف فروبار من

 

شاکیا ترشی نخوری توپ میشی

در شب روز ذکر و محبوب میشی

 

ولی بلا شوخی حتی منی که اصلا تا حالا سعی نکردم در مورد ظهور و امام زمان و ... حرکتی نشون بدم همیشه جمعه شب ها خیلی دلم گرفته است . البته گفتم امام زمان شاید خود شاد است این جمعه است که مرا غمگین می کند


 

ارائه شده به دادگاه با: shaky در شنبه چهارم اسفند 1386 ساعت 0:3 موضوع | لینک ثابت


report phishingreport abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting